السيد ابن طاووس ( مترجم : محمدتقى بن علينقى طبسى )
77
مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى )
توئى اجابتكنندهء دعاها ، توئى برآورندهء مطلبها ، توئى دفعكنندهء اندوهها توئى صاحب نعمتها ، اى كسى كه او در بلندى مرتبهاش نزديك است و در نزديكيش بلند مرتبه است و در روشنيش نورانى است و در پادشاهيش صاحب قوّت است و در مملكتش غلبهكننده است ، رحمت فرست « 1 » بر محمد و بر آل محمّد و پاسبانى كن صاحب اين دعاى بسته شده را و صاحب اين حرز را و اين نوشته را به چشم خود كه نمىخوابد و محافظت نماى او را به قوّت خود كه سست نمىشود ، و رحم كن او را به توانائى خود بر او پس بدرستى كه او روزى دادهشدهء تو است . پناه بنام خداى بخشندهء مهربان پناه به اسم خداى و به ذات خداى كه نيست مصاحبى از براى او و نه فرزندى ، پناه بنام خدائى كه تواناست شأن او ، بزرگ است حجّت او ، سخت است پادشاهى او ، و آنچه خداى خواسته ، شده است . و چيزى كه نخواسته ، نشده . شهادت مىدهم آن كه نوح فرستادهء خداست و آن كه ابراهيم دوست خداست و آن كه موسى سخن گفتهشدهء خدا « 2 » و موضع راز اوست و آن كه عيسى پسر مريم [ كلمهء خداى و روح اوست ] كه رحمتهاى خدا باد بر او و بر همهء پيغمبران كلمهء خداى « 3 » و روح اوست « 4 » و آن كه محمّد كه رحمت فرستد خداى بر او و بر آل او خاتم پيغمبران است ، پيغمبرى بعد از او نيست . و سؤال مىكنم ترا به حقّ آن ساعتى كه آورده مىشود در آن شيطان لعنت كرده شده در روز قيامت و آن لعين در آن ساعت مىگويد « 5 » كه قسم بخداى كه نبودم من مگر برانگيزنده ياغيان و سركشان . خداى روشن نمايندهء آسمانها و زمين است و اوست قهر نماينده و اوست غلبهكننده ، از براى اوست توانائى كامل و اوست داناى با تدبير و مطّلع ، خداوندا و سؤال مىنمايم ترا
--> ( 1 ) فقره « صلّ على محمّد و آل محمّد » متعلق است « بأسألك » كه سابقا مذكور شده يعنى سؤال مىنمايم ترا اى كسى كه چنين و چنانى تو آن كه رحمت فرستى بر پيغمبر و بر آل او تا به آخر . و اللَّه يعلم . ( 2 ) موسى را كليم اللَّه به جهت آن گفتهاند كه خداى تعالى در كوه طور بىواسطه با او تكلّم نمود . و اللَّه يعلم . ( 3 ) عيسى را كلمهء خدا از جهت آن گويند كه به مجرّد امر به كلمه « كن » يا به مجرد ارادهء معنى كلمهء « كن » بدون مادهاى و وساطت پدرى موجود شده ، و بعضى گفتهاند كه از جهت آن كه در زمان طفوليّت در گهواره تكلّم نمود و به حرف آمد و اين اوّل معجزه بود از براى او . و اللَّه يعلم . ( 4 ) عيسى را روح اللَّه از جهت آن گويند كه صاحب روحى است كه خداى تعالى او را بدون واسطهء پدرى خلق نموده يعنى روحى است كه از خداى صادر شده چنانچه از حضرت امام جعفر صادق و امام محمد باقر عليهما السّلام مروى است كه جناب اقدس الهى دو روح به قدرت خود بىتوسط پدرى خلق نمود كه عيسى و آدم هستند و برگزيد ايشان را و از اين جهت به خود اسناد نمود . و در مجمع البيان آورده كه عيسى را روح اللَّه از جهت آن گويند كه حدوث او از نفحهء جبرئيل در گريبان مريم به امر خدا بوده و بعضى گفتهاند كه عيسى را روح اللَّه به اين اعتبار گويند كه اموات را احيا مىنمود و زنده مىكرد . و اللَّه يعلم . ( 5 ) يعنى شيطان در روز قيامت خواهد گفت كه نبودم من در دار دنيا مگر آن كه جماعت كافران و فاسقان را وسوسه مىنمودم زيرا كه ايشان سخن مرا مىشنيدند و اطاعت من مىنمودند و مرا بر مؤمنان راهى نبود پس مرا تقصيرى نيست بلكه تقصير از جانب ايشان است . و اللَّه يعلم .